محمد بن حسين البيهقي
1018
تاريخ بيهقى ( فارسي )
( 7 ) - عقد : پيمان ( 8 ) - معنى جمله : سپاهيان و چاكران او را پراگنده و تار و مار كنند ( 9 ) - بارى : خلاصه ، سخن كوتاه ( 10 ) - بگتگين چوگاندار محمودى : بگتگين چوگانى پدرى نيز نگاه كنيد به صفحهء 480 شمارهء ( 7 ) ( 11 ) - كوتوالى ترمذ : دژبانى ترمذ - ترمذ : بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم شهرى در ساحل جيحون ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 76 شماره ( 21 ) ( 12 ) - قتلغ سبكتگينى : قتلغ غلام سبكتگين بوده است و به دو منسوب ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 286 شمارهء ( 3 ) ( 13 ) - شهم : بفتح اول و سكون دوم با شهامت و دلير و تيزخاطر ( 14 ) - آلت : اسباب و وسائل ( 15 ) - از آن وقت باز : از آنگاه تا اين زمان - معنى جمله : از آنگاه تاكنون كه امير محمود فرمان ساختن پل را داده بود ( 16 ) - معنى جمله : چاكر براى نگاهبانى پل گماشتگان گذاشت ( 17 ) - ساختن گرفت : آغاز كرد ترتيب دادن و تهيه كردن ( 18 ) - ضجر : بفتح اول و كسر دوم دلتنگ و خشمگين ( 19 ) - خلل : بفتح اول و دوم پريشانى و نابسامانى و نقصان ( 20 ) - عاقبت اينك پيدا مىآمد : پايان كار اكنون ظاهر مىشد ، به كار رفتن قيد اكنون با ماضى استمرارى ( 21 ) - طرفهتر : بضم اول و سكون دوم شگفتتر ( 22 ) - فرودنمىايستاد : دست بازنمىداشت ص 895 ( 1 ) - معنى جمله : تقدير پروردگار بزرگ در كمينگاه بانتظار بود ( 2 ) - گذاره : بضم اول عبور ، اسم مصدر ( 3 ) - بدانكه : بدانكه ، يقين دان كه ( 4 ) - پنج آب : نگاه كنيد به صفحهء 630 شمارهء ( 19 ) ( 5 ) - اوهام : بفتح اول و سكون دوم گمانها جمع وهم ( 6 ) - خواطر : بفتح اول و سر چهارم جمع خاطر بمعنى انديشه و ادراك و فكر ( 7 ) - بازگردد : راجع شود و منتهى گردد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 204 شمارهء ( 5 ) ( 8 ) - بيرون پرده : خارج سراپرده و اندرون ( 9 ) - مىفراز كردند : وامىداشتند ، تقديم پيشوند « مى » براى تأكيد و استمرار است ( 10 ) - بو القاسم دبير : بو القاسم حاتمك ، نگاه كنيد به صفحهء 493 ( 11 ) - شرط نيست : رسم نيست و درست و جايز نباشد ، حافظ فرمايد : بر بساط نكتهدانان خودفروشى شرط نيست * يا سخن دانسته گو اى مرد بخرد يا خموش ( 12 ) - اميرك بيهقى : از دبيران است كه صاحب بريد بلخ يكبار شده بود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 255 شمارهء ( 3 ) ( 13 ) - آزار : رنجش ( 14 ) - راست ايستاد : درست شد و اصلاح پذيرفت ( 15 ) - امير سعيد : شاهزاده سعيد فرزند مسعود ( 16 ) - معنى جمله : سلطان در اندرونى بود ( 17 ) - پيش تا : پيش از آنكه ( 18 ) - ساخته بودند : قرار گذاشته و ترتيب داده بودند ( 19 ) - رواق : بكسر اول پيشخانه يا پيشگاه خانه - پيش رواق يعنى پردهء پيش رواق يا چيزى مانند آن كه برمىداشتند و فرومىگذاشتند ( 20 ) - طارم : عمارت گنبدى